حسي كه نميشه تعريف كرد - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 4:07
احساسات قشنگن اما اي كاش بتونم ابرازشون كنم ،كاش بتونم حسمو بيان كنم ، اون چيزي كه تو درونمه اون چيزي كه هست شب گذشته شبي پر از هيجان بود داشتم با دوستي صحبت ميكردم ، از مرور خاطرات و إحساسات داشتيم لذت ميبرديم ، اصرارمو نميفهميدم اما داشتم اصرار ميكردم ، دوست داشتم كمك كنم تا بنويسه اما نميدونس
دوست عزيزم - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 4:07
ساعت 8 از خواب بیدار شدم خوشحال از اینکه به ملاقات دوستی عزیز میرم میدونستم که وقتی باهاشم خیلی ارومم . یکم که منتظرش شدم اومد .مثله همیشه بود میدونست کلی حرف واسه گفتن دارم احساس میکردم ذهنمو میخونه .رفتیم سمت درکه با کمک هم رفتیم بالا . رسیدیم به یه چادر که مال یه خانواده بود چه دغدغه های ساد